دیشب پشت بهت خوابیدم. پشت به بالشتات. که یعنی قهرم. دلگیرم. که دلم میخواست بیایی کنارم دراز بکشی، از پشت بغلم کنی، بچسبانیام به خودت. که سر و صورتت را فرو کنی توی گردنم، توی موهام. که باورم شود که هستی، که حسات کنم.
باورم نشد. نبودی.
پنجشنبه -
هفتم مرداد 89