Index:

Home
Here


E-Mail:

E-Mail


Blog's feed:

Archive:

Category Archive:

Counter:

 
 
 
 

 

 

 
 

June 1, 2009

 

امشب، از آن شب‌هایی‌ست که می‌ترسم. به جرم دل بستن به آرزوهای بلند بالایی که دورند. نه کم، که زیاد دورند از من. امشب از آن شب‌هایی‌ست که دلم صدایت را می‌خواهد و آغوشت، که بگویی «می‌رویم»، مطمئن بگویی «می‌رویم» و من حس کنم که تنها نیستم.
هر روز که به بیست و دوم خرداد، روز انتخابات - که انتصابات است از نگاه من - نزدیک می‌شویم بیشتر می‌ترسم و تو بیشتر نیستی. هر روز از خرداد که شب می‌شود بیشتر می‌فهمم که کشورم جایی برای من و آرزوهای بلند بالای من ندارد و بیشتر می‌ترسم و توئی نیست که پس‌ام بگیرد از این دنیای پُر وحشت...

دوشنبه -
یازدهم خرداد ماه هشتاد و هشت

 

10:21 PM | حرف‌ها


Copyright © All right reserved کافه سفید و سیاه

Designed by 30n.ir